| گل نرگس |
مهدی پسر فاطمه (س) همان موعود موجودیست که منتظر ظهورش هستم
|
درباره گل نرگس
![]()
سلام
اگه خدا بخواهد از امام زمان عج میگویم و اینکه در سینما و تلویزیون و رادیو و ماهواره و بطور کلی رسانه ها چه چیزهایی از او گفته میشه هیچ ادعایی ندارم که بهترینم اما علاقه دارم که خوب باشم با کمک امام زمان عج و شما دوستان و باوران پسر فاطمه گل نرگس اللهم عجل لولینا الفرج سلامتی و تعجیل در فرج مبارکش صلوات گلهاي هر روز
برگ سبزی تحفه درویش
سراج اندیشه ابا صالح گلایل پرديس من انتظار سبز اخبار قزوین محمد آشتي با امام زمان (عج) بلاگ فا ادامه این گلها پیوندها
پايگاه خبري مقام معظم رهبري
سازمان صدا و سيما دانشكده صدا وسيما مركز مجازي مهدويت اباصالح ع همه چیز با یک کلیک روزنامه اينترنتي بسوي ظهور ياداشت هاي يك نسل سومي وبگذر علوي افق رسانه موعود سعيد مستغاثي تعاوني مسكن مسكن سازان مفيد عشق يار بسوي ظهور لغتنامه پدر مهربان اكبرآقا lمهران واهب خدمات وب انتظار امام زمان عج ختم معنای قرآن در ما رمضان ¤¤๑۩۩๑•*..*•. ღ.شباهنگ๑۩۩๑.*•. .•*.¤¤ ღღ مقام معظم رهبري امام مهدي عج امام مهدی ع برگ سبزي تحفه درويش انتظار زمين انتظار سبز كلك خيال انگيز بيا مهدي شب هجران ما را سحر كن گاهشمار ايران و جهان انتظار :: قالب ساز :: طراح قالب
|
نفوذ صهيونيست هاي مهاجر به عرصه سينماي آمريكا، با استفاده ابزاري از زنان، موضوعات غيراخلاقي، خشونت و ترويج خرافات و جادو در فيلم هاي توليدي باعث گرديد تهيه كنندگان يهودي حاكم مطلق سينماي آمريكا گردند.
صهيونيست از انواع و اقسام روشها براي چنگ انداختن بيشتر به حوزه سينماي آمريكا استفاده كردند آنها با برنامه اي حساب شده، خود را مشتاق فراموش كردن ريشه هاي تاريخي خويش و ادغام در جامعه آمريكا نشان مي دادند؛ «لويي ماير» كه مي گفت روز تولد واقعي اش را نمي داند، جشن تولد خود را در روز چهارم ژوئيه (روز استقلال آمريكا) گرفت و خود را يك يانكي نمونه به مردم معرفي كرد. «اروينك برلين» نيز با ساخت موسيقي فيلم و سرودهاي ملي و ميهني آمريكايي، از آيزنهاور جايزه مخصوص دريافت كرد. اما نقطه عطف حضور صهيونيست ها در عرصه سينماي آمريكا، روي كار آمدن نازي ها در آلمان و شروع جنگ جهاني بود، چراكه از آن پس تاكنون اين قوم با مطرح كردن موضوع كشته شدن يهوديان در جنگ جهاني دوم و دادرسي دادگاه نورنبرك و HOLOCOST (كوره هاي آدم سوزي نازيان) توانسته اند درعرصه سينما فعاليت بسيار زيادي داشته باشند چراكه جنايات هيتلر نسبت به نوع بشر و از جمله يهوديان و تنفري كه وي به ساير نژادها جز ژرمن داشت، بهترين زمينه را براي پيشبرد اهداف صهيونيسم فراهم كرد.
«فهرست شيندلر» بي شك ازجمله فيلمهايي بود كه براي كاهش جو ضد صهيونيستي كه در دهه نود در اروپا و حتي آمريكا شدت يافته بود، ساخته شد تا از اين طريق تماشاگران را نسبت به جنايات و مظالم رژيم صهيونيستي در حق مردم مظلوم فلسطين، بي توجه كند. فيلم «فهرست شيندلر» با روشنايي شمعي در تاريكي و مراسم دعاي يهوديان شروع مي شود . مشخصات فيلم همراه با حركت قطاري كه مهاجران را حمل مي كند ، نوشته مي شود. شيندلر ، فردي خوشگذران و پرقدرت است. او عضو حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان است و يهوديان را براي منافع اقتصادي خود قرباني مي كند. شيندلر با افسران «اس اس» همكاري مي كند و در كشتار يهوديان، تصميم گيريها برعهده اوست. دركنار او، شخصيتهاي ديگري نيز قرار دارند كه درعين وفاداري به آرمانهاي نازيها، بر كشته شدگان دل مي سوزانند. فيلم درنهايت با بزرگداشت شيندلر و تلاشهاي او درجهت حفظ جان عده اي از يهوديان پايان مي پذيرد. حمايت سنديكاي صهيونيستهاي آمريكا از اسپيلبرگ به تقدير و تشكر رسمي و اعطاي هفت جايزه اسكار محدود نشد، بلكه اين امر ابعاد اقتصادي گسترده اي نيز يافت. بطوري كه بانك صهيونيستي چيس مانهاتان تسهيلاتي به مبلغ 3 ميليارد دلار براي كمك به كمپاني اسپيلبرگ درنظر گرفت. مدتي بعد در سال 1995، جمعيت صهيونيستهاي آمريكا با صدور بيانيه اي از تمام كمپانيهاي بزرگ يهودي خواست تا اسپيلبرگ را براي خدمت به اهداف قوم خود مورد حمايت مادي و معنوي قرار دهند. اين كارگردان با پشتوانه اين ارقام نجومي توانست نامش را براي اولين بار در فهرست ثروتمندترين ستارگان هاليوود ثبت كند. پس از اكران فيلم «فهرست شيندلر» ، سران رژيم غاصب صهيونيستي تصميم گرفتند يك كميته عالي سينمايي به منظور ساختن فيلمهاي تبليغاتي تشكيل دهند. رياست اين كميته برعهده «عزر وايزمن» رئيس جمهور وقت رژيم صهيونيستي بود. نخست وزير، نمايندگان موساد و سران كمپاني هاي كانن و آي . تي . وي و اسپيلبرگ اعضاي اين كميته بودند. از ديگر توليدات هاليوود كه براساس انديشه هاي صهيونيستي و با ظرافت تمام ساخته شده است، مجموعه فيلم «تنها در خانه» است كه كودكي تنها را در هجوم دشمنان به تصوير مي كشد اين كودك با زيركي خاص بر دشمنان پيروز مي شود و آنها را به سختي مجازات مي كند با نگاهي ساده به مضامين اين فيلمها، ردپاي جنگ هاي اعراب و اسرائيل و شكست اعراب در اغلب اين جنگ ها را مي توان ديد در اين مجموعه ها دشمنان كودك كه نمادي از نژاد برتر است، افرادي احمق و كودن معرفي مي شوند كه راهيابي به خانه امن و سرزمين موعود برايشان غيرممكن است. در فيلم «ماتريكس» كه در سال 1999 توسط برادران ووچوفسكي ساخته شد، انسان آينده به ماشين تبديل شده و بي هويت است و تمام زندگي او به يك كامپيوتر مركزي وابسته است كه همه امور زندگي و افكار او در آن كنترل مي شود. در اين فيلم، تنها مدينه فاضله دنيا و راه نجات انسانها، شهر زايان (صهيون) ترسيم مي شود كه در زيرزمين قرار دارد. اين شهر كه پر از استعاره هاي صهيونيستي است، نمادي از معبد سليمان است كه صهيونيستها معتقدند زير مسجد الاقصي بوده است. در اين معبد نمادين، نمادهاي ديگري از يهوديت باستاني ازجمله شوراي سنهدرين بازسازي شده است. در اين فيلم، آينده جهان، در گروي ظهور مسيح قوم يهود است. او به جاي اينكه يك پيامبر الهي باشد يك تكنيسين كامپيوتري است. وي هيچ اعتقادي به دين و خدا ندارد و تنها با اتكاء به اراده بشري خويش جهان را نجات مي دهد. فيلم ماتريكس با هزينه ميلياردها دلار توسط هاليوود ساخته و برنده 4 جايزه اسكار شد. دراين فيلم، نقش صهيونيستها در جهان، محوري و نجات دهنده ترسيم مي شود. در يكي ديگر از محصولات هاليوود، با نام «آرماگدون» كه به مسيح و منجي اشاره دارد، تكنيسين ها و كمپاني هاي نفتي آمريكا به نجات زمين مي آيند و كشورهاي اسلامي در اوج عقب ماندگي، چشم انتظار كمك ايالات متحده هستند. فيلم آرماگدون كه به خوبي تفكرات كاپيتاليستي سردمداران آمريكا را به نمايش مي گذارد، با توجه به نظريه تافلر مبني بر نياز به برتري فناوري براي سيادت بر جهان ساخته شده است. كمپاني «والت ديزني» از ابتدا تاكنون توسط لابي هاي صهيونيست اداره و تامين شده است و نگاه صهيونيستي حاكم برآثار والت ديزني، بعضا به توليد انيميشن ها و فيلمهاي تاريخي درباره زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه فيلم كشتي نوح، زندگي حضرت موسي (ع) و زندگي حضرت يوسف (ع) از آن جمله است. در تمامي اين آثار كه براساس قصص تورات و روايات تحريف شده اي از زندگي اين انبياي بزرگ ارائه شده، شأن و منزلت اين بزرگمردان در ذهن مخاطب مخدوش مي شود چنانكه در اين فيلمها بر مسائل مادي و جدايي دين از دنيا تاكيد مي شود. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان سينمايي سخن مي گويند كه طرفدار صهيونيستها هستند؛ به عنوان مثال در انيميشن پرنس مصر كه روايتگر زندگي حضرت موسي (ع) است، وال كليمر به جاي موسي (ع)،ميشل فايفر به جاي همسر و ساندرا بولاك به جاي خواهر او صحبت مي كند. به اين ترتيب سينماي غرب با نگاهي يك سويه و تحريف شده، به بيان زندگي شخصيتهاي بزرگي مي پردازد كه براي نجات بشريت آمده اند. اين روايات كه اغلب با حقيقت فاصله دارند، در نهايت، برتري يك قوم و يا يك دين را القاء مي كنند. اين نكته حتي در غالب فيلمهاي ساخته شده درباره زندگي مسيح (ع) نيز به چشم مي خورد و اين بخاطر نفوذ صهيونيستها در سينماي امروز هاليوود و سرمايه گذاري كلان آنها در صنعت سينما است. ازهمين رو، اين وسيله ارتباطي براي آنان اهميت فراواني دارد و از آن، درجهت تبليغ انديشه هاي صهيونيستي استفاده مي كنند.
دراين راستا انواع يهود آزاري، شكنجه ها و خشونتها، با بودجه عظيم آمريكا و سينماي هاليوود به تصوير كشيده شد. اين فيلم براي ايالات متحده نتيجه بخش بود، چراكه مردم در آخر اين مجموعه، به اين نتيجه رسيدند كه اگر در جنگ به نفع كشورشان شركت نكنند، در چنگال ژاپن يا آلمان گرفتار خواهند شد. اما پس از جنگ، شرايط جهان تغيير كرد و درپي آن، هاليوود نيز در شيوه هاي خود، دگرگونيهاي ايجاد كرد. بعد از سال 2000، در فيلمهاي ساخته شده توسط هاليوود، تلفيقي از نظريات تافلر، فوكوياما و هانتينگتون است كه به يك كليشه مشترك رسيده است. در اين گونه فيلمها، مرتباً يك خطر جدي براي كره زمين و تمام موجودات آن پيش مي آيد و ارتش و نيروي نظامي آمريكا در اكثر مواقع با اتكاء به قدرت خود، زمين را نجات مي دهند. به لحاظ آماري، هنر سينما، مهمترين وسائلي است كه هجوم فرهنگي آمريكا به كشورهاي ديگر را تسهيل مي كنند. عرضه فيلمهاي آمريكايي و برنامه هاي تلويزيوني اين كشور به ديگر كشورها، از سال 2000 با رشد 22 درصدي همراه بوده و صد فيلم برتر سال جهان، معمولا محصول هاليوود هستند. بعد از سال 2000 ، سير تبليغاتي هاليوود، مدل جديدتري به خود گرفت و آمريكا طبق نظريه دهكده جهاني مك لوهان و نظريات تافلر و فوكوياما برآن شد كه خود را در افكار عمومي، به نوعي ناجي زمين، مسيح آخرالزمان و نجات بخش بشريت معرفي كند. لذا سياستهاي جديدي براي هاليوود در نظر گرفته شد. براساس آن، هاليوود بايد دو هدف را دنبال مي كرد. يكي اينكه تصويري از شيطان ارائه دهد كه براي نابودي كل جهان و تمامي اهل زمين خطر آفرين است. ديگر آنكه دربرابر اين شيطان، مي بايست يك ناجي را معرفي نمايد. در فيلمهاي هاليوود، اين نجات دهنده زمين كه به نوعي پدر معنوي انسانها نيز معرفي مي شود، يك آمريكايي يا يك يهودي است.
هولوكاست به سه شيوه در دنياي تصوير و سينماي آمريكا بخصوص در هاليوود مطرح شده است؛ نخستين تصاوير هولوكاست كه به مردم جهان نشان داده شد، بصورت فيلمهاي خبري بود. اين فيلمها شامل تصاويري از شدايد و مصائب بيرحمانه اردوگاههاي كار اجباري بود كه ظاهرا از آرشيو نازيها استخراج شده بود. فيلمها، تصاوير هزاران جسد و گروههايي از زندانيان را كه از فرط لاغري به شكل اسكلت درآمده بودند، نشان مي داد. در تصاوير ديگر، قطارهاي انباشته از افراد تبعيدي با چهره هاي خسته و تكيده و بدون آب و غذا نشان داده مي شد. |
فهرست اصلی گل نرگس
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب گل نرگس
آبان 1388
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by mahdyahmady.Blogfa.com